غزلیات احمد جم
دهان وا میکنی رسواییِ " انگور" می پیچد
چنان خوردی که از" ری" تا به "نیشابور" می پیچد
.
نگفتم کم بخور چون مولوی، قدر دو پیمانه؟
نگفتم صحبت بد مستی ات ناجور می پیچد؟
.
خودم دیدم "زُحل" در پیش ناهید و قمر میگفت
به تقلید از تنت دور تنش را نور می پیچد!
.
خدای "ذوالفنون" شاهد ،"همایون" میزنم وقتی
به یادت در تن و روح سه تارم "شور "می پیچد
.
یقین دارم که "کورش" از تو در منشور خود گفته
که اینگونه ست هی آوازه ی "منشور "می پیچد
.
شبی "سوری" به دنیا می زنم تا عشق من باشی
به گوش مردم ما عاقبت این "صور" می پیچد!!!
#احمد جم
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم دی ۱۳۹۹ ساعت 0:21 توسط وحید شرفی
|